تبلیغات
::.. تنها ترین ها 11 ..:: - خورشید و شب
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟






صفحات وبلاگ

لینكستان
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

طراحی قالب
چهارشنبه 27 مهر 1384
خورشید و شب

زلف پرپیچ و خمت كو تا ز هم بازش كنم
بوسه بر چینش زنم با گونه ها نازش كنم
غنچه ی صبرم شكوفا می شود، اما چه دیر
كو سرانگشت شتابی تا ز هم بازش كنم
قصه ی رسواییم چون صبح عالمگیر شد
كی توانم همچو شب آبستن رازش كنم
در نگاه من زنی گنگ است و گنگی كامجوست
كامبخشی مهربان كو تا سخنسازش كنم
پرده ی شرمی به رخسار سكوت افكنده ام
برفكن این پرده را تا قصّه پردازش كنم
خفته دارد دل به هر تاری نوایی ناشناس
زخمه ی غم گر زنی سازی نوا سازش كنم
چون غباری نرم، دل دارد غمی غمخوار كو؟
كاشنای این سبك خیز سبك تازش كنم
من سرانگشت طلایی رنگ خورشیدم تو شب
زلف پر پیچ و خمت كو تا زهم بازش كنم.

نوشته شده توسط مرتضی۱۱ ساعت 10:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Morteza11.Persiangig.Com And Morteza11

All Rights Reserved 2006 © http://tanha-tarinha11.mihanblog.com