تبلیغات
::.. تنها ترین ها 11 ..:: - قلب شکسته Broken Heart
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟






صفحات وبلاگ

لینكستان
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

طراحی قالب
شنبه 4 شهریور 1385
قلب شکسته Broken Heart

 

I well never forget the days we once had

The days when you were everything to me

My mind used to tell me we D be together forever

But now I realize that was all a big dream

The feelings I have for you will never go

I wish I could take back that one regretful day

The day when I willingly let you slide from my arms

Never did I think of the astonishing pain of regrets

That I would once have to live through

The sight of you in someone else arms

Makes my heart shatter into a million pieces

I sometimes wonder if you still think of me

Or if to you , I'm just a face in the crowd

I wish so very much that one day

We can have it all back

But for now , ill sit here silently

Remembering all the memories we once shared

Everyday my love grows much stronger

Hoping that one day you will feel the same

And put back the pieces of my broken heart

 

من هرگز فراموش نمیکنم روزهایی را که داشتیم باهم

روزهایی که تو به من چیزهای زیادی دادی

که آنها در ذهن من است و به من می گه ما برای همیشه باهم ایم

اما حالا به یاد می آورم آرزوهای بزرگی را که داشتم

احساسی که من نسبت به تو دارم هرگز از بین نمی ره

من آرزو دارم که بتوانم دوباره به آن روزها برگردم و افسوس نخورم

روزی که من مشتاقانه اجازه می دادم روی بازوان من بلغزی

نمی توانم در مورد درد و رنج های حیرت انگیز فکر کنم

 من می خوام یکبار دیگر زندگی کنم در میان

منظره ای که تو بازوی دیگر مرا گرفته ای

قلب مرا به هزار به تکه تقسیم کردی

من گاهی اوقات نگرانم اگر تو سکوت کنی در برابر فکر من

من فقط می بینم تو را در میان انبوه جمعیت

من آرزو دارم خیلی زیاد که در یک روز

ما بتوانیم به تمام گذشته برگردیم

اما حالا من اینجا می نشینم و سکوت می کنم

من به یاد می آورم تمامی خاطراتی را که باهم شریک بودیم

تمامی روزها عشق من پرورش پیدا کرد و قوی تر شد

آرزو دارم که یک روز دوباره شبیه آن روز را احساس کنم

و قلبت که تکه تکه و شکسته من دوباره برگردد.

نوشته شده توسط مرتضی۱۱ ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر English ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Morteza11.Persiangig.Com And Morteza11

All Rights Reserved 2006 © http://tanha-tarinha11.mihanblog.com